![]() |
![]() |
|
| **عشق زیباست و زندگی بدون عشق مرگ است...** |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 20:58 توسط ساناز |
|
![]()
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 اسفند1386ساعت 21:3 توسط ساناز |
|
|
انتظار ... واژه غريبي است واژهاي که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو
گرفته ام که چه سخت است انتظار هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظارهاي
فرداي من خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو نميدانم ؟! شايد بخوانند روزي بر تو عشق مرا ... مي دانم روزي خواهي آمد ميدانم .... گريان نمي مانم خندانم ... وقتي که به يادت مي افتم به ياد خاطراتت ،نامه هايت را مرور مي کنم يک بار نه بلکه صد ها بار وجودم سراسر عشق است
اشک بر گونه هايم روانه مي شود و تنها به اين اميد نفس مي کشم که جاودان در قلب مني ...
###***###***###***###***###***###***###***###
از آن روزها که تو به من گفتي ميان سنگلاخ ها و دره ها و کوه ها مواظب هم
باشيم و دست هم را ول نکنيم روزها گذشته است . اما دست هر دويمان در
هواست و ميل به گرفتن نداريم . هميشه مي خواستم بگويم که تو يعني زندگي
من اما غرورم مانع شده است . مي خواهم بداني که دلم برايت به اندازه همين
يک دنيا فاصله تنگ است . پس دستت را به من بده که من براي شروع دوباره آماده ام ...
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
من از این فاصله ها، فاصله ها دلگیرم. بی تو اینجا چه غریبانه می میرم. دیر سالیست که می خواهم از اینجا بروم، ولی انگار که با قلب زمین زنجیرم. مثل این است که من با همه هق هق خود، روی سجاده احسان تو جان می گیرم.
###***###***###***###***###***###***###***##
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 23:48 توسط ساناز |
|